دو چیز هست که تا آخر عمر قابل تحمل نیست:سلمونی و اتو زدن...سلمونی چون دست به کله و خیس کردن و تیغ زدنو بوی نفس آرایشگر تو دماغ آدمو فضولیایه جناب آرایشگر و رفیقای بی تربیت شخص ایشان از جمله کاسبهای اطرف محل کسب و هی زل زدن آدم به قیافه خودشو باز کردن یقه و ریختن پشمای سینه بیرون برای بستن پیشبند و نشستن ریزه های مو نوک دماغو عدم توانایی خاراندن و .... و اتو زدن سر فقط اینکه پارچه یه موجود لس نافرمان غیر قابل کنترله.
شاید بتوان گفت به عالم که دو چیز جر دهد مغز و روان را به کمال
اولینش به یقین هست همان سلمانی دومینش به گمان اتو کشیدن :-))
یام ازدواج :=)
قافیه هم از خوردی اعصاب پریده تو مصرع اخر :)
سلمانی شبیه اتاق معاینه پزشک همست.آدم احساس بی دفاع شدن داره.
مخصوصا وقتی تیغه یارو رو گردن خرچ خرچ میکنه