یه اتاق تو یه ظهر گرم تابستون تو یه باغ سیب که از دم درش تا اون خونه یه جاده دو ور سر سبزه ماشین رووه و تو اون خونه ساعت یازده و نیم و یک پیانو هست با یه نوازنده که میتونه تو دستگاه اصفهان بزنه و شجریانم بخونه که ...خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز....کز این شکار فراوان به دام ما افتد....مگه حسن چی میخواد؟..یه همسایه که وقتی آش میپزه یه کاسم بیاره در خونه و بده به بچش و اونم بیاره تو آشپزخونه و بعدش برن تو کوچه بازی و حسن نترسه که شهر پر بچه بازه!...مگه حسن چی میخواد؟...یه پس انداز بی غم دو سه میلیونی که وقتی دندونش خراب شد بره بر داره بده درسش کنن بی دغدغه...مگه حسن چی میخواد؟...هفته ای سه روز تعطیلی که بتونه اسمشو بزاره تعطیلات آخر هفته و بزنه با فامیلی که اونام یه سری توصیفاتی دارن به کوه و دشت و ماهیی بگیره و آسمون شبی ببینه...مگه حسن چی میخواد؟یه گلخونه تو حیاطش که بتونه گلایی که دوس داره پرورش بده و بوی خزه نم خورده رو بده تو ریه هاش و پنجره بخار گرفتشو دس بکشه....مگه حسن چی می خواد...یه رخت خواب نرم تو یه اتاق جا دار که مال خونه خودشه و توش چند تا کتابخونه داره و شبا بوی کاغد کاهی بزنه تو دماغش و بخوابه و مجبور نباشه 6 پاشه بره سر کار به جاش 9 بره...مگه حسن چی میخواد؟...یه عالمه بادکنک آرزو تو دسسش که روزگار هی با سوزن زمان نزنه بترکونشون بنگ بنگ!
ممنون از حضورتون ./
سلام
راجع به حسن برام بگو
چی؟
سلاممممممممممم

ولی نشد دیگه
انقدم پسر خوبیه



هیی! پس این حسن داستان ها داره
قرار بود اسم منم حسن باشه
ولی اسم دوست خیالی م حسنه
حسن منم مگه چی میخواد؟! یه لپتاپ واسه خودش که کسی اذیتش نکنه. یه خوده پول میخواد که لنگ اینو و اون نمونه! این گلخونه و حیاط هم وجه مشترک حسن من با حسن شما ست
حسن من هلو خیلی دوست داره! بهش گفتم یه درخت هلو با هم بکاریم
حسن من بادکنک هم دوست داره ولی به شرطی که نترکه!
ایشالا نترکه
این حرفا حرفای یه حسن عاقله. من شخصا حسن خله رو که اگه کسی پیدا نشه بادکنکهاش رو بترکونه، خودش واسه شنیدن صدای بنگ بنگشون و تفریح کردن و خندیدن شروع می کنه به جویدنشون، بیشتر دوست دارم.
کلا حسن خله .خیالت تخت
من هم همینا رو می خوام
اما هیچ وقت نشده روزگار بادکنک منو نترکونه
هیچ وقت
یه کار که بیشتر بلد نیست روز گار
مرسی به وبلاگم اومدی. کامت زیبات رو خوندم.
مطالب وبلاگت جالبن، ایده باحالیه ...
اهم
آرزوی حسن من رو یاد بچگیم انداخت.همه اینا مال قدیما بود حسن .بازم امیدوارم به آرزوت برسی
سلام دوست من.
متوجه نشدم چی نوشته بودین تو نظراتم.
نوشته هات حرف دل خیلیاس . . از دل میاد پس بر دل میشینه. خوندمت و لذت بردم.
من آیلین. خوشبختم.
من حسن .چی بگم؟لحظه ایه
هیچی ام از قلم ننداختی!
آهوی شل و پل قلم
سلام
بابا این حسن جدا یه پا مدیره خودش
چون هر کاری مدیرا میکنن اونم میخواد انجام بده
ولی واقعا حسن اینا رو میخواد؟ اگر پاسخ بلی هست پس حسن دغده ها ی روحی نداره
اول جسمیه دغدغه ها به خدا مولانا میگه قفس و فلان و اینا
ع جون
بیا نزار قبانی بخون
به روز هم کن لطفااااا
نزار قبانی؟!
مرسی که کلا هستی!