طوطیان شکر شکن شیرین گفتار دیروز حکایت کردند که نه در اینجا ٬که البته در بلاد چین شخصی در قریه ای متروک در بلاد فیسیقولیا عمره ای نوشت به قیمت پانصد هزار تومان و دو سال از این واقعه سپری گردید.آن فلک زدهء دلش برای همه چیز لک زده٬ مزنه عمره را گرفته دریافت که قیمت آن به یک و نیم میلیون تومان عجم افزایش یافته است.ناگاه شیطان به جلدش خزید و نهیب زد که بکن!.عمره فروخت و به آنتالیا دو هفته اقامت گزید.اکنون بسی پشیمان است.فرش زیر پا فروشند که عمره خرند تو عمره فروختی که چه خری هستی تو٬همکارانش می گفتند و او لبخندی شیطانی بر کنج لب داشت!
دمش گرم بهترین کارو کرده!!!:))
منم بودم همین کارو می کردم
کافر :-)
ها ها :دی عجب آدم بدی . من عمرا این کارو نمی کردم. چرا آنتالیا. میرفتم یه سر از این کشورای عجیب غریب شرغی علی الحساب. تا اگه خدا قبول کرد این دفعه هف هشت تا بنویسم.
میگن آنتالیا بستنیش خوشمزه تره
آن لبخند که بر کنج لب میشینه...بله همون مهمه ختم ماجراهاست